| |
طراح قالب :
|
|
|
|
درد عشقی کشیده ام که مپرس
|
|

|
درد عشقی کشیدهام که مپرسگشتهام در جهان و آخر کارآن چنان در هوای خاک درشمن به گوش خود از دهانش دوشسوی من لب چه میگزی که مگویبی تو در کلبه گدایی خویشهمچو حافظ غریب در ره عشق |
|
زهر هجری چشیدهام که مپرسدلبری برگزیدهام که مپرسمیرود آب دیدهام که مپرسسخنانی شنیدهام که مپرسلب لعلی گزیدهام که مپرسرنجهایی کشیدهام که مپرسبه مقامی رسیدهام که مپرس |
|
|
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 14:31  توسط بهروز
|
|
|