|

پدر عزیزم
به نام خداوند جان و خرد
سلام ای پدر ای از تبار مهربانی ها تو را به میهمانی فرشتگان دعوت می کنم و فرشی از جنس پرنیان زیر پایت گسترده خواهم کرد .
تویی که بودنت برای من هزار نغمه ی خوشبختی است و این تنها اهنگ بودن وبقایی من است.
ای بهترین
من ای الهه ی محبت
هر روز صبح شعله ی دلم را با نسیم محبت تو اغاز می کنم.وپنجره ی دلم راهر روز صبح با طلوع عشق تو باز می کنم .
ای اسمانی ای
تصنیف مهربانی .
ای تجلی عشق تو ای پدر:
خدا تو را برای من افرید تا بجوشد انچه نامش مهر پدری و محبت فرزندیست.
پس با من باش تا رقص شکوفه های سیب را برایت به تصویر بکشم.تا ببینی که چگونه برایت دست افشانی می کنندوحلقه های گل بر گردنت می اویزندوجامه ای از حریر برتنت می کنند.پس من ای
پدر نامت را بر روی تمامی گلبرگ های عالم خواهم نوشت تا تمای بلبلان پای ان را امضا کنندونغمه ی شادی سردهند تا همه بدانند دخترک تو را دوست دارد
دوست دارد
دوست دارد.
< سمیه قاسمی><۱۸/شهریور/۱۳۸۱
|